تبلیغات
 
عنوانپاسخبازدیدتوسط
بزودی از افغان دانلود 01147afghandownload
تاریخ :  14/01/1390
بازدید :  2023
نویسنده :  afghandownload

Ahmad Zahir احمد ظاهر

آوازخوان حنجره طلایی افغانستان

احمدظاهر، یکی از آواز خوانان برجسته و محبوب افغانستان است که در ٢۴ جوزای ۱۳٢۵ خورشیدی (۱۴ ژوئن ۱۹۴۶) در ولایت لغمان در خانواده روشنفکر دیده به جهان گشود. و در تاریخ ٢۴ جوزای ۱۳۵٨ (۱۴ ژوئن ۱۹۷۹) ظاهرا در یک اثر حادثهٔ ترافیکی جان باخت

احمد ظاهر در بیست چهارم جوزای (خرداد) سال ۱۳۲۵ خورشیدی در کابل یا به قولی در ولایت لغمان زاده شد. احمد ظاهر آواز خوانی را از مکتب آغاز نمود و اولین آهنگش را درلیسه حبیبیه خواند. وی پس از نشان دادن استعداد در موسیقی در رادیو افغانستان برنامه‌هایی اجرا نمود

 

احمد ظاهر پس از گذراندن دوره دانشسرا (دارالمعلمین) راهی هندوستان شد تا به تحصیلات موسیقی بپردازد. شاید او اولین کسی بود که آلات موسیقی غربی را با موسیقی افغانی وفق داد و سازهای آکاردئون، ارگ و ترومپت و غیره را به موسیقی افغانی هدیه آورد. آوازه او از طریق موسیقی از شهرت پدرش که صدراعظم وقت افغانستان بود بالاتر رفت. شهرت او آنقدر بر سر زبانها بود و هست که مردم افغانستان هنوز فکر می‌کنند اوبهترین آوازخوان افغانستان تا هم اکنون بوده است. او در سال ۱۳۵۱ خورشیدی لقب بهترین آوازخوان سال افغانستان را به دست آورد

احمد ظاهر سه بار ازدواج کرد و ازین سه ازدواج دو فرزند دارد، یکی “شبنم” و دیگر “احمد رشاد” که هر دو خارج از کشور در ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کنند

احمد ظاهر بخاطر درگیری‌های خانوادگی راهی زندان شد و درین هنگام بود که مادرش درگذشت. روایتی وجود دارد که وی پس از رهایی از زندان، در عروسی دختر زمامدار وقت “حفیظ‌‌الله امین” بنابر اصرار دخترش، شرکت کرد و آواز خواند. بسیاری بر این عقیده‌اند که این واقعه باعث شد تا حفیظ‌الله امین به فکر قتل وی گردد و از همین روی، قتل احمد ظاهر را که در سالنگ صورت گرفت، نیز به همین نسبت می‌دهند. پیکر او ابتدا درمسجد حاجی مجید در سردخانه نگهداری و سپس در گورستان “شهدا صالحین” به خاک سپرده شد

احمد ظاهر نماینده موسیقی کلاسیک افغانستان شمرده می‌شود که آهنگ‌هائی با مفهوم و جاندار را برای شنوندگان عرضه داشت. احمد ظاهر بیشتر کوشش می‌کرد تا از بهترین، زیباترین و معتبرترین اشعار در آهنگ‌های خود استفاده کند و از همین روی، علاقه او به حافظ، مولانا، سعدی، خیام، بیدل، پروین بهبهانی، عشعری و غیره شعرای زبر دست زبان فارسی بوده است. احمد ظاهر به زبان‌های فارسی، پشتو، هندی و انگلیسی آواز خوانده است

آهنگ‌های “خدا بود یارت”، “مادر من”، “از پیش من برو که دل آزارم”، “برایم گریه کن امشب”،”عجب صبری خدا دارد” از جمله آهنگ‌های مشهوری است که افغانها با خود زمزمه می‌کنند

احمد ظاهر هم عصر شهرت و آوازه گوگوش در ایران بود و عده‌ای این دو را رقیب سالم می‌دانستند. از احمد ظاهر آهنگ‌های زیادی به یادگار مانده است که در چهارده آلبوم تدوین گردیده و به شکل صوتی در بازار عرضه گردیده است. از احمد ظاهر فقط دو آهنگ تصویری ثبت شده است و سایر آهنگ‌های تصویری وی مقتبس از همین دو آهنگ و یا هم عکس‌های وی اند

احمد ظاهر نه تنها در افغانستان، که بلکه در دو کشور تاجیکستان و ایران نیز علاقه‌مندان خود را دارد. این علاقه در تاجیکستان به شکل بسیار بالائی وجود دارد و آهنگ‌های وی هنوز هم از بهترین‌ها به حساب می‌رود

احمد ظاهر نام کهنه‌ای در افغانستان نیست و آهنگ‌های وی هنوز هم علاقه‌مندان بی‌شمار خود را دارد، طوری که بیشترین مخاطبان رادیوها آهنگ‌هائی از احمد ظاهر فرمایش می‌دهند و این باعث شده است تا به منظور فرصت دادن به سایر خوانندگان، مجریان برنامه‌های موسیقی آهنگ‌های احمد ظاهر را در برنامه‌های بهترین موسیقی به رقابت نگذارند، زیرا می‌دانند در صورت وجود آهنگ احمد ظاهر، وی برنده بلا منازع خواهد بود

سالانه از سالروز شهادت احمد ظاهر در افغانستان و تاجیکستان تجلیل بعمل می‌آید. در افغانستان رسم بر این است که در سالروز شهادت وی، رادیوها و تلویزیون‌ها برنامه‌هائی را در مورد وی پخش می‌کنند و تنها و تنها آهنگ‌های احمد ظاهر را به نشر می‌سپارند

احمد ظاهر چگونه مرده است ؟

احمدظاهر یک روز در “بهار روشن از امواج نور” با عبور از دامنه‌های تاکستان‌زار شمالی نرسیده به ارتفاعات سالنگ در یک حادثه تصادف موتر ” اتومبیل ” جانش را از دست داد. گفته می‌شود که این حادثه نه یک تصادف بلکه با قصد کشتن احمد ظاهر بوده است

احمدظاهر چگونه جان داد هر کس داستانی دارد. ساعت یازده صبح روز بیست و چهارم جوزای ۱۳۵٨ خورشیدی احمد ظاهر با محبوب‌الله پاچا از دوستان و اعضای خانواده و دو دوشیزه علاقمند صدایش از کابل به سوی شمالی در دره سالنگ می‌رود و همانجا دچار فاجعه می ‌شود

در ناحیه چپراق در پلچک نزدیک به علاقداری سالنگ روستاییانی که او را می‌شناختند جسم بیجانش را یافتند. زخم کاری بر پیشانی‌اش داشت. این ضرب از آله‌ای بود و یا از گلوله‌ای مهم نیست؛ آنچه که مهم است، این بود که قلب احمدظاهر از تپش باز مانده بود

این واقعه در آن زمان، یک حادثه ترافیکی اعلام شد، اما بعضیها ادعا می‌کردند که آوازخوان نامدار افغان، “ترور” شده است

دوشنبه ۱۳ ژوئن ۲۰۰۵) بیست و شش سال از مرگ احمد ظاهر گذشت )

از آن زمان تاکنون، گزارشی که نشان‌دهنده تحقیقات رسمی در این زمینه باشد، منتشر نشده است

احمد ظاهر چگونه ترور شد ؟

به هر حال، مرگ احمد ظاهر، میلیونها نفر از علاقمندان و شیفتگان صدایش را در سر تا سر جهان به سوگ او نشاند، هر یکی به طرز خویش خبر این مصیبت را قبول کردند و تحمل نمودند

تنوع و ترانه ها

تنوع در اشعاری که احمد ظاهر اجرا کرده، قابل توجه است و این کاری است که کمتر آوازخوانی انجام داده است

در آثار احمد ظاهر، هم شعرهایی از شاعران متقدم مانند حافظ، سعدی، خاقانی شروانی، مولانای بلخی، امیر خسرو دهلوی، میرزا بیدل دهلوی ،صایب تبریزی، فروغی بسطامی وهم اشعاری از شاعران معاصری مانند فروغ فرخزاد، هوشنگ ابتهاج، مهرداد اوستا، ضیا قاری زاده، شهریار، اقبال، رهبر توخی، حمید مصدق ایرج میرزا، رهی معیری، احمد شاه اظهر، میرزا تورسن زاده، مریم ملک ابراهیمی، صادق سرمد، عبدالله قادری، فرخی یزدی، عماد خراسانی، حسین منزوی، فریدون مشیری، خلیل الله خلیلی، سیمین بهبهانی، معینی کرمانشاهی، عاطفی هروی، محمد تقی بهار، پژمان بختیاری، عبدالطیف ناظمی هروی، مهدی سهیلی و دیگران

آلبوم ها

, انتشار مجموعه آثار احمد ظاهر در کتاب , عشق

در مجموع ۳۹۵ آهنگ از احمدظاهر در استدیوهای مختلف به ثبت رسیده است. از جمله ۷۵ آهنگ در استدیو رادیو کابل، ۱۷۱ آهنگ در استدیو افغان موزیک، ۶۳ آهنگ در استدیوی سنترموزیک، ۲۳ آهنگ در آریانا موزیک و افزون بر این، ۶۳ آهنگ محفلی[ انتشار مجموعه آثار احمد ظاهر در 'کتاب عشق' ] نیز از وی موجود است

افغان موزیک

از احمد ظاهر تعداد ۱۴ آلبوم که شامل ۱۷۱ آهنگ است، توسط “افغان ‌موزیک” منتشر شده‌است که معمولاً با شماره‌شان مشهور اند

آلبوم شماره یک

یک . تنیده یاد تو در تار پودم میهن
دو . ای سرود واپسینم
سه . اگر تو یارک من باشی
چهار . خودت میدانی گل من
پنج . این چه عشقیست که در دل دارم
شش . ز سنگ نیست قلب من
هفت . به خود گفتم پس از چندی فراموشت کنم
هشت . صد ره در انتظارت تا پشت در دویدم
نه . دل آوارهٔ من
ده . میروی از من و لبریز فغانم
یازده . گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
دوازده . ای که از یار نشان می‌طلبی
سیزده . یارک من چرا خوش باور هستی
چهارده . بجز تو مونسی دیگر
پانزده . اگر ای آسمان
شانزده . هر چند که دور از تو و پیش دیگرانم
هفتده . ای یار خوب من
هجده . ای جان من اسیر


آلبوم شماره دو

یک. مه شاعر تو نهی
دو. هوای عشق تو از سر
سه. دل ما هر چی ریش
چهار. اگر بهار بیاید
پنج. اولین عشقم توبودی
شش. به عزم تو به سحر
هفت. مره دل خون کردی
هشت. بریده باد پای من
نه. به جز تو مونس دیگر
ده. صد ره در انتظارت
یازده. به خود گفتم
دوازده. هر چند که دور از تو
سیزده. ای یار خوب من
چهارده. ای جان من اسیرت
پانزده. اگراین آسمان
شانزده. مردمی شهر به تو گفت

آلبوم شماره سه

اگر آواره و مستم
همه روز از تو به قهرم
ساقی
تنهاترین مرد زمینم
چه بیهوده چه ساده
از سفر خوش آمدی
بوی تو خیزد هنوز
بی وفا یارم
شب‌های ظلمانی
گرچه مستیم و خرابیم
همه یارانند
بریده باد پای من
یارک من
امشب دل من غصه دارد
موزیک

آلبوم شماره چهار

بنازم قلب پاکت مادر من
عاشقم عاشق به رویت
ز همراهان جدایی مصلحت نیست
ز جان من چه میخواهی
از برای غم من
ای ساربان
عاشق شدم
روز و شبم الم ریزم
چشم سیه داری
بت نازنینم
ناله کن ای نی
بازی تو کردی با سرنوشتم
من ندانستم از اول
موزیک

آلبوم شماره پنج

پر کن پیاله را
برایم گریه کن امشب
نمی خواهم تو را
به سنگ غم زدی
گذشت آن گه تو سر خیل دلبران بودی
گاه در آغوش این گاه در آغوش آن
از دستت فغان فغان دارم
بر خاطر آزاده
کیستم من رهنورد
شکست عهد من
بهار من
مرنجان دلم را
ماهم ز ره رسید
امشب به یاد روی تو
ای بیخبر از درد من
وای باران باران

آلبوم شماره شش

قدح را سر کنید
تنها تویی
من غلام قمرم
کاش بودم لاله
شب چو در بستم
نگاه کن
بدل من شرر افروخت
خال به کنج لب یکی
سوز قلبم جاویدانی
میروم خسته و افسرده و زار
من مست و تو دیوانه
فقط سوز دلم را

آلبوم شماره هفت

به آسمان بگویید
سلطان قلبم
من در سرای تو
ای نام غمت ترانهٔ من
چه خلاف سر زد از ما
من بار سنگینم
باز آی و کنارم بنشین
ایا صیاد رحم کن
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
معشوقه به سامان شد
می خندم اگر امشب
اشک‌های من همچون
موزیک

آلبوم شماره هشت

بعد از اینکه رقیب
گفتم که نرو
ز دستم بر نمی‌خیزد
شادی کنید ای دوستان
اوبه دلته راورم (پشتو)
از غمت ای نازنین
شکایت دارم
گر کنی یک نظاره
ای گلزار من
من اگر دیوانه‌ام
دلبرا اگر تو یار من باشی
موزیک

آلبوم شماره نه

بی تو گل گشت چمن
دانم چرا چشمان تو
پیدا شد و پیدا شد
ناله به دل شد گره
پیری رسید و فصل جوانی دگر گذشت
به داغ نامرادی سوختم
آخر ای دریا
دیگر اشکم مریز
سحر میگفت بلبل
چی شبها به یادت
ستاره دیده فرو بست
ای دزدیده چشم از آهو

آلبوم شماره ده

یار با ما بی وفایی می‌کند
در کنج دلم
بمان ای شب
ترا افسون چشمانم
از تنگنای محبس تاریک
دور از تو هر شب تا سحر
اگر پنهان بود پیدا
آه چی خوش آمدی صفا کردی
بگذار بگریم
خرابم ز مستی
موزیک

آلبوم شماره یازده

گل سنگم
لیلی لیلی جان
زدستم بر نمی‌خیزد
شادی کنید ای دوستان
تو به یک دشت پر از گل
تنها شدم تنها
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
دلت میخواد برای تو
می خندم اگر امشب
اگر ز خلق ملامت
موزیک

آلبوم شماره دوازه

می گم که دوستت دارم
گفتی که می‌بوسم تو را
دوستت دارم همیشه
به آتش این خوی خود
زبانم را نمی‌فهمی
جینا یها
لیلی لیلی جان
نی نی هرگز هرگز
کاشکی کاشکی
من رانده ز میخانه‌ام
به خدا رسیده باشی
ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
موزیک

آلبوم شماره سیزده

یک . بیا بریم به سنگران
دو . من نی‌نوازم
سه . ای بت بیرحم
چهار . آهنگ زندگی
پنج . یاد آن سرو روان
شش . عشق تو بر من
هفت . ای رشک گلها
هشت . سرود شبانگاه
نه . مست شدم ساقی
ده . زیبای من
یازده . کرده‌ام ناله بسی
دوازده . موزیک

آلبوم شماره چهارده

یک . توبه از شب هجران توبه
دو . وای من بیهوده‌ام
سه . امشب از باده خرابم
چهار . چرا دیشب بسوی من
پنج . تا به جفایت خوشم
شش . اگر عشق باشد
هفت . بخدا تنگ است دلم
هشت . از تو دورم
نه . خدا بود یارت
ده . دل ز سودای دو چشمت
یازده . هنوز بر لب من
دوازده . نغمه

اشعار آهنگهای احمد ظاهر

...............................................
خال به کنج لب یکی
...............................................

خال به کنج لب یکی ، دره مشک و فام دو

وای به حال مرغ دل ، دانه یکی و دام دو

محتسب است و شیخ و من ، صحبت عشق در میان

از چه کنم مجاب شان ، پخته یکی و خام دو

ساقی ماه روی من ، از چی نشسته غافلی

باده بیار و می بده ، صبح یکی و شام دو

...............................................
خبر داری
...............................................

خبر داری که دین و عشق و ایمانم تویی جانا ، ای جانا

خبر داری که درد و رنج و درمانم تویی جانا ، ای جانا

قبول عشق من کن ای سرت گردم به الطافت ، ای جانا

که منظور دل زار و پریشانم تویی جانا ، ای جانا

دلم را برده از کف خنده های نازنین تو ، ای جانا

انیس گریه های شام هجرانم تویی جانا ، ای جانا

 


...............................................
خدا بود یارت
...............................................
خدا بود یارت قرآن نگهدارت

سخی مددگارت سخی مددگارت

الا یار جان ، خطر دارد جدایی

نهال بی ثمر دارد جدایی

بیا که ما و تو تنها نشینیم

که مرگ بی خبر دارد جدایی

دل من زین همه غم ها فسرده

توانم را غم عشق تو برده

دریغا روزی آیی بر سر من

چراغ عمر من بینی که مرده

الا یارک شوخ و نازنینی

چرا از من تو دوری میگزینی

بیایی دیدنم ترسم که آنروز

بغیر از سبزه خاکم نبینی

خدا بود یارت، قرآن نگهدارت

سخی بود یارتو سخی بود یارت


...............................................
خرابم ز مستی
...............................................
خرابم زمستی ، خرابم خدایا

شرابم سراپا ، شرابم خدایا

ره کعبه از هر بیابان که پسرم

دهد خار صحرا جوابم خدایا

به هر سینه ای سر نهم ناله خیزد

غمم ، حسرتم ، التهابم خدایا

ز دیدار من دیده آزرده گردد

مگر چهره آفتابم خدایا

مرا شاید از شعله ها آفریدی

که سر تا به پا پیچ و تابم خدایا

چنان در دل اشکها غرق گشتم

ز غم همچو نقشی ، بر آبم خدایا

ز هر موج ، ویران شود خانه من

بدریای هستی ، حبابم خدایا

دلم شکوه از ماه و پروین ندارد

من از خویشتن در عذابم خدایا

چو موجم ، سراسر خروشم اللهی

چو یادم ، سراپا شناسم خدایا

ز رویای هستی بجز غم ندیدم

همین بود تعبیر خوابم خدایا

شاعر : بهادر یگانه

 

بازگشت به ابتدای صفحه

...............................................
خنده به لبهای ترا
...............................................
خنده به لب های ترا

ناز و ادا های ترا

یگان نگاه های ترا

ای جان که دارد

عاشق زارت هستم ، دل بی قرارت هستم

شب انتظارت هستم ، ای دلبر من

بی غیر من یارت کیست

جز من وفا دارت کیست

دلبر و دلدارت کیست

ای دلبر من

...............................................
خواب از چشمانم ربودی
...............................................
خواب از چشمانم ربودی ای بیوفا ،بیوفا

قلب مرا تو شکستی ، خود خواه بد خو چرا

زندگی بی تو بر من حرام است ، دیگر ای آرزوی جوانی

چشم من کور اگر بعد از این من ، جز تو گیرم کسی را نشانی

عشق من پایمال فسون شد ، ای فسون هوسها کجایی

دیگر آخر کجا شد ، کجا شد ، دوستی ، عاشقی ، آشنایی


...............................................
خودت میدانی
...............................................
خودت میدانی گل من ، خودت میدانی

باید بدانی گل من ، باید بدانی

عاشقت هستم گل من ، عاشقت هستم

چرا بسویم توشبی تنها نیایی

تو بر قلب زارم رحمی نکردی

تو بر اشکهایم گاهی ندیدی

تو عشق تنهای من ، تو یار زیبای من

طاقت هجران تو ، دگر ندارم

تو از آسمانها با من سخن گو

تو از می و جام ها با من سخن گو

تو سرو رعنای من ، تو عطر گلهای من

طاقت هجران تو را دگر ندارم

 

بازگشت به ابتدای صفحه

...............................................

خیر نه بینی
...............................................
مرا دل خون کردی ، همچو مجنون کردی

از درت بیرون کردی ، خیر نه بینی

تا بکی این مرغ دل از غم بمیرد

پهلو نشین تو را خدایم بگیرد

ترا از دور می بینم چه حاصل

به پهلویت نمی نشینم چه حاصل

درخت حسن تو گلزار کرده

از آن گلها نمی چینم ، چه حاصل

سیاه چشمک به دل بند تو باشد

به پای جان ز پیوند تو باشد

سفر کردم به گلشن های دنیا

ندیدم کس که مانند تو باشد


...............................................
دانم چرا
...............................................
دانم چرا چشمان تو، اشک آتشبار دارد

دانم چرا مژگان تو، تیر دل شـکـــار دارد

باید بگویم این زمان، احـــوال دل با دوسـتان

که منم بسی ناتوان، تویی شـمع رفیق من

دل اگر از غم بمیرد، کام دل از تو نگیرد

دل اگر بیچاره گردد، آخر در پایت بمیرد

دانم که دلدارت منم، به دل خریدارت منم

دانم، نداند هیچ کس عاشق دیدارت منم

کردی سفر در نیمه شــب، آهنگ ساز گوید

گر ببیند بر چشــم تو، آهـنـگ راز تو گــویـد

دانم چرا چشمان تو اشک آتشبار دارد

دانم چرا مــــژگان تو تیر دل شکار دارد
 

 


...............................................
در دامن صحرا
...............................................
در دامن صحرا ، بی خبر از دنیا

خوانده بگوشم میرفت ، نوای هستی را

آنکه به نقش زمانه دل نبندد

نغمه عشق و هوای دل پسندد

این نوای آسمانی با تو گویم ، گر ندانی

راز عشق جاودانی

از بیگناهی تو ، غرق گناهم من

تشنه دردم ، مهر ترا میخواهم من

خوش بود ای گل ناز ترا کشیدن

با قیمت جان روی مه تو دیدن

برده تابم ، تاب گیسو

کرده چیره چشم جادو

دیده یکسو ، آن دو گیسو


...............................................
در کنج دلم
...............................................
در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد

کس جای در این کلبه ویرانه ندارد

دل را بکف هر که نهم باز پس آرد

کس تاب نگهداری دیوانه ندارد

در بزم جهان جز دل حسرت کش ما نیست

آن شمع که میسوزد و پروانه ندارد

گفتم مه من از چه تو در دام نیفتی ؟

گفتا چه کنم دام شما دانه ندارد

در انجمن عقل فروشان ننهم پای

دیوانه سر صحبت پروانه ندارد

تا چند کنی قصه ز اسکندر و دارا

دو روزه عمر این همه افسانه ندارد

شاعر : پژمان بختیاری
 



...............................................
دزد عشق
...............................................


دزد عشقم من، و دیشـب ره دلـها زده ام

مجرم عشقم و در محمکه حـاشـا زده ام

از چه در عشق تو ام شهره و انگشت نما؟

من که حرف دل خود را به تو تـنـها زده ام

بر نفس آرمت از بوسـه گر افـتی ز نــفس

کـــــــه ره قـــافــلــه ابــن مسیحا زده ام
سوخت از بسـکه ز غــم بـال و پر نـوروزی

خــیـمـه و خـانـه و خرگاه به صحرا زده ام


...............................................
دزدیده چون جان میروی
...............................................
دزدیده چون جان میروی ، اندر میان جان من

سرو خرامان منی ، ای رونــــق بســـتان من

چون میروی بی من مرو ، ای جان جان بی تن مرو

از چشم من بیرون مشو ای شعله تابان من

هفت آسمان را بر درم وز هفت دریا بگذرم

چون دلبرانه بنگری ، در جان سرگردان من

تا آمدی اندر برم ، شد کفر و ایمان چاکرم

ای دیده تو دین من ، وی روی تو ایمان من

بی پا و سر کردی مرا ، بی خواب خور کردی مرا

سرمست و خندان اندر آ ، ای یوسف کنعان من

از لطف تو چون جان شدم ، وز خویشتن پنهان شدم

ای هست تو پنهان شده ، در هستی پنهان من

گل جامه دار دست تو ، ای چشم نرگس مست تو

ای شاخه ها آبست تو ، ای باغ بی پایان من

ای جان پیش از جان ها ، وی کان پیش از کانها

ای آن پیش از آن ها ، ای آن من ، ای آن من

شاعر : مولانا جلال الدین محمد بلخی

...............................................
دست از طلب ندارم
...............................................
دست از طلب ندارم تا کام من بر آید

یا تن رسد به جانان یا جان ز تن بر آید

بگشای تربتم را بعد از وفات بنگر

کز آتش درونم دود از کفن بر آید

بنمای رو که خلقی واله شوند و حیران

بگشای لب که فریاد از مرد و زن بر آید

از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم

خود کام تنگ دستان کی زان دهن بر آید

بر بوی آنکه در باغ یابد جلا ز روید

آید نسیم و هر دم گرد چمن بر آید

گویند ذکر خیرش در خیل عشق بازان

هر جا که نام حافظ در انجمن بر آید

شاعر : حافظ شیرازی

 



...............................................
دلت میخواد برای تو
...............................................
دلت میخواد برای تو خود را فدایی کنم

همیشه احساس کمی و بینوایی کنم

دلت میخواد غرور من جام دو دستت باشد

وقتی که فریاد میزنی من بیصدایی کنم

حس میکنم خسته ام عزیز خودخواه من

نگذار که جدا شود راه تو و راه من

دلت میخواد کوه باشی، دلت میخواد کاه باشم

تو بر سر زبان و من قصه کوتاه باشم

کاشکی میشد ترک تو این آشنایی کنم

به خاطرات پشت سر بی اعتنایی کنم

دلت میخواد دلهره سایش در (توی) قلبم باشد

همیشه وحشت از زمان های جدایی کنم

...............................................
دل زسودای دو چشم تو
...............................................
دل ز سودای دو چشم تو به میخانه کند رقص

لعل می گون تو در گرمی پیمانه کند رقص

محتسب هر چه کنی منع ازین باده نابم

که از این بیخود و هوشیار چو دیوانه کند رقص

نیست بنیاد ریا غیر فریب و سالوس

آمد عشق و بپیوست و به پیمانه کند رقص

...............................................
دلکم ای دلکم
...............................................
دلکم ای دلکم ای دلکم

مرغک تیر جفا خورده گکم

ترا از دور می بینم چه حاصل

به پهلویت نمی شینم چه حاصل

درخت حسن تو گلزار گردد

از آن گلها نمی چینم چه حاصل

سیاه چشمک به دل بند تو باشد

به پای جان ز پیوند تو باشد

سفر کردم به گلشن های دنیا

ندیدم کس به مانند تو باشد



1 دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

15008466 در تاریخ : یکشنبه 11 اسفند 1392 - - گفته است :

دیدگاه خود را به ما بگویید
 

نظر شما :

برای افزایش امنیت لطفا کدی را که در تصویر زیر می بینید در کادر وارد کنید :
CAPTCHA Image   Reload Image
Enter Code*:

:: بازدیدهای امروز : 9
:: بازدیدهای دیروز : 30
:: بازدیدهای هفته : 314
:: بازدیدهای ماه : 210
:: بازدیدهای سال : 1630
:: کل بازدیدها : 142025
:: کاربران آنلاین : 0 نفر
:: میهمان های آنلاین : 18 نفر
:: کل اعضا : 64 عدد
:: کل مطالب : 49 عدد
:: کل نظرات : 64